معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

638

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

امّا اللّطائف و الاشارات فى هذا لمقام اى درويش ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق در اين باب به اشارات لطيفه و عبارات شريفه مواصلت بنيامين را بيوسف آئينهء وصال مشتاقان جمال احديّت جلّ ذكره داشته‌اند و طريق مواصلت بجناب حقيقت را بر همين منوال ايضاح نموده . مىگويند : كه مقدمهء وصال و ديباچهء اتّصال يوسف آن بود كه اول برادران را در صورتخانه درآورد كه مصوّر بصور محبّ و محبوب بود و كيفيّت احوال مطيع و عاصى در آنجا مىنمود . بعضى از برادران را طاقت مشاهدهء آن صورتها نبود ، از آنجا نفور گشتند و ايشان آن ده برادر بودند كه قدر يوسف نشناخته بودند ، و به مشاهدهء دقايق جمال و حقايق وصالش نپرداخته و بعضى ديگر در آن صورتخانه به مشاهدهء آن صورت از خيال آن محبوب فيض وصال يافتند و مظهر اين معنى بنيامين بود كه طالب اسرار و مشتاق ديدار بود . كذلك در روز ميثاق ، ارواح را بر مثال برادران يوسف در صورتخانهء اشباح درآورده ، صور اسماء و صفات بر ايشان متجلّى گردانند « 1 » ، بعضى را بر مثال خفّاش تاب انوار تجليّات نبود ، از پرتو آن نور گريزان شدند ، و به‌واسطه آن فرار به زخم « هؤلاء للنار » مجروح گشتند ، و ديگران ذرّه‌وار در مشاهدهء آن انوار در رقص عرفان درآمدند و نثار آثار « هؤلاء للجنّة » بر هامهء همت ايشان انتشار فرمودند ، طايفهء اولى منكران گشتند ، و طايفهء ثانى عاشقان گشتند ، منكران از غايت ظلمت قابليّت آن نور نداشتند ، و عاشقان از كمال صفا طاقت سرور نداشتند ، حكيم ازلى جلّ جلاله

--> ( 1 ) - ح : گردانيدند .